دكتر عقيقى بخشايشي

1425

چهارده نور پاك ( فارسي )

توطئه ى ازدواج در شرح زندگانى امام رضا ( عليه السلام ) گذشت كه مأمون عباسى براى نجات از نابسامانيهايى كه در جامعه ى آن روز ، رخ داده بود ، و براى ايمنى از شورش علويان و نيز جلب محبت شيعيان و ايرانيان كوشيد ، خود را دوستدار اهل بيت پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) قلمداد كند ، و با تحميل ولايتعهدى بر امام رضا ( عليه السلام ) ، مى خواست ، هم اين منظور را عملى سازد و هم امام را از نزديك ، زير نظر داشته باشد . از سوى ديگر خاندان بنى عباس از اين روش مأمون و از اين كه احتمالا خلافت از بنى عباس به علويان منتقل شود سخت ناراضى و خشمگين بودند ، و به همين جهت به مخالفت با او برخاستند ، و چون امام توسط مأمون مسموم و شهيد شد آرام گرفتند و خشنود شدند و به مأمون روى آوردند . مأمون ، زهر دادن امام را بسيار سرى و مخفيانه انجام داده بود ، و سعى داشت مردم از اين جنايت آگاهى نيابند و براى پوشاندن جنايت خود به اندوه و عزادارى تظاهر مى كرد ، حتى سه روز بر آرامگاه امام ، اقامت كرد و نان و نمك خورد ، و خود را عزادار معرفى نمود ، اما با همه ى اين پرده پوشى و رياكارى ، سرانجام بر علويان آشكار شد كه قاتل امام ، كسى جز مأمون نبوده است . لذا ، سخت آزرده و كين خواه شدند ، و مأمون بار ديگر حكومت خويش را در خطر ديد ، و براى پيشگيرى و چاره سازى توطئه يى ديگر آغاز كرد ، و مهربانى و دوستدارى نسبت به امام جواد ( عليه السلام ) از خود نشان داد و براى مزيد بهره بردارى و ايجاد اطمينان ، دختر خود را به ازدواج آن گرامى درآورد ، و كوشيد همان استفاده يى را كه در تحميل ولايتعهدى بر امام رضا ( عليه السلام ) مى جست ، از اين وصلت نيز بدست آورد . چنين بود كه امام جواد ( عليه السلام ) را در سال 204 هجرى يعنى يكسال پس از شهادت امام رضا ( عليه السلام ) از مدينه به بغداد آورد ، و دختر خود " ام الفضل " را به آيين همسرى ، به دو داد . " ريان بن شبيب " مى گويد : " چون عباسيان از تصميم مأمون ، در مورد ازدواج دخترش با امام جواد ( عليه السلام ) آگاه شدند ، ترسيدند ، مبادا با اين كار ، حكومت از دست عباسيان خارج